تبليغاتX
دولتمند

دولتمند

این مطلب را فردای روز انتخابات در دور اول نوشتم که البته قرار بود در سایت یکی از خبرگزاریها منتشر شود اما به دلیل فرصت سوزی و نه فرصت سازی منتشر نشد در حلی که پس از انتخابات دور دوم حتی روزنامه هایی که صد در صد از هاشمی حمایت می کردنند به این مسئله اشاره داشتند که نمی توان از آنچه که از صندوقهای رای بیرون می آید ترسید و یا آن را نادیده گرفت.  

**برخلاف انتخابات قبلي كه هميشه تبليغات ضدآمريكايي و حمايت اين كشور در سياست‌هايش از اقداماتي بر ضد جمهوري اسلامي، تاثير مستقيمي بر گرم شدن فضاي انتخابات ايران د اشت، اما در اين دور از انتخابات نگاه‌ها بيش از آن‌كه معطوف به سياست‌هاي ضديت با ملت و حكومت جمهوري اسلامي از سوي آمريكا و اروپا باشد، به سطح و چگونگي حضور مردم در آن معطوف شد. پيش‌بيني‌ها در به دور دوم رسيدن انتخابات درست از آب درآمد و مردم ايران مثل روال گذشته راي كيفي خود را به صندوق‌ها ريختند.

در تمام كشورهايي كه احزاب در آنها نقش اساسي و مشخص دارند، آراي كيفي مردم در درون احزاب هدايت مي‌شود و پس از آن در هنگامه‌ي انتخابات آراي نسبي مردم است كه به صندوق‌ها ريخته مي‌شود. در اين جهت اكثريت خوبي از مردم از رييس‌جمهور آينده حمايت مي‌كنند، اما اين مساله در كشوري مثل ايران متفاوت است. احزاب هيچ نقشي در هدايت و آراي مردم ندارند و آراي مردم اغلب به شكلي كيفي و نه نسبي و به طور مستقيم به صندوق‌هاي راي ريخته مي‌شود.

اما از آن‌جا كه انتخابات رياست جمهوري اين دوره به دور دوم كشيده شد، چيزي شبيه آن در كشورهاي با سيستم حزبي روي مي‌دهد، به وجود آمد. در اين دور از انتخابات رياست جمهوري مردم در دور اول آراي كيفي خود را به صندوق‌ها ريختند اما در دور دوم يك بار ديگر مردم بايد به پاي صندوق‌ها بروند و اين نگراني وجود دارد كه در اين دور طبيعي و يا غيرطبيعي مردم مجددا اقدام به رايي كيفي كنند. امروز شايد ايران در مقطعي تاريخي قرار دارد تا ديروز تمام تلاشمان بر اين بود كه مردم در هر سليقه و تفكري به پاي صندوق‌هاي راي بيايند تا بخشي از دموكراسي وجود تكثر آرا محقق شود، اما پس از اعلام نتايج به يكباره زنگ‌ها جور ديگري به صدا درآمد. خيلي‌ها آمدند، اما نتيجه هماني نشد كه انتظار مي‌رفت. براي بسياري اين‌طور القا شد كه گويي راي دادن نمي‌تواند يگانه بنيان مشروعيت باشد. پس از اعلام نتايج غيرمنتظره‌ي دور اول انتخابات، مقاومتي رياضي‌گونه در برابر درستي دموكراسي و مردم‌سالاري شكل گرفت و آزموني در دموكراسي‌خواهي كه شايد براي ايران غيرحزبي بسيار زود بود.

لوازم تحقق دموكراسي لزوما اين سوي انتخابات رقم نمي‌خورد بلكه پس از مشخص شدن رييس‌جمهور فاز ديگري از آن كليد مي‌خورد كه همان تحمل و پذيرش رقيب و فردي است كه شايد راي ما نبوده است و ايران در اين دوره از انتخابات در محاق اين آزمون قرار گرفت. بي‌شك اصلاحات تنها الگو و تفكر براي اداره‌ي كشور است، سعي و خطايي كه طي هشت سال گذشته انجام شد.

در اين راستا يادآوري چند مساله ضروري است:

۱- نگاه‌هاي دروني به انتخابات اين دوره، كمتر به تبليغات ضدآمريكايي توجه داشت و تمركز خود را بر روي دموكراسي و حضور متكثر مردم در كنار كانديداهايي متكثر بود. اگر مي‌خواهيم دموكراسي حاكم شود بايد مردم تحمل پذيرش و حمايت از كسي كه راي خواهد آورد را داشته باشند. اين‌كه از مفهوم دموكراسي ترس و لرز را استنباط كنيم اشتباه است. لازمه‌ي دموكراسي سعي و خطاست و اگر بتوانيم از اين مرحله بگذريم به لحاظ سياسي ـ اجتماعي، مردمي آگاه‌تر خواهيم داشت. اگر داعيه‌ي دموكراسي را داريم نمي‌توان از آن مطلق عالي را انتظار داشته باشيم. لذا نبايد با پيش‌داوري نسبت به هريك از اين دو كانديدا مردم را نسبت به آن‌چه از صندوق آرا بيرون خواهد آمد نگران كرد. سعي و خطاها در مورد دو كانديداي مطرح در دور دوم انتخابات در چند روز گذشته پس از اعلام نتايج به اين ترس در نگاه آنهايي كه راي دادند و آنهايي كه راي ندادند تبديل شد، اما بايد گفت ترساندن مردم از نتيجه‌ي انتخابات خود امري ضددموكراسي است. غيرمنتظره بودن نتيجه‌ي انتخابات نبايد ما را به دستپاچگي كشاند؛ چرا كه هركدام از اين دو كانديدا معايب و مزاياي خاص خود را دارند و نهايتا پس از مشخص شدن نتيجه‌ي نهايي، همگي بايد به كمك رييس‌جمهور رويم كه اين كار كمك مي‌كند، بسياري از نگراني‌هايمان برطرف شد.

۲- مساله نگاه بيروني به اين دوره از انتخابات است. همان‌گونه كه در بالا اشاره شد، تبليغات ضدآمريكايي و ضد جمهوري اسلامي در هر دوره از انتخابات به‌ويژه مجلس و رياست جمهوري امري تعيين‌كننده در ايجاد انگيزه براي مردم در حاضر شدن پاي صندوق‌هاي راي بود. حضور حداكثري مردم سياست خارجي كشور را در برابر خواست‌هاي كشورهاي ديگر به‌ويژه تمايلات ضد ايراني بيمه مي‌كرد، همان‌گونه كه در دوم خرداد 76 بيمه شد، آن‌چه در دور دوم انتخابات مهم است، برخلاف تاكيد و اصرار نگاه‌هاي دروني بر امر دموكراسي، حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌هاي راي بود. هنوز ميزان و سطح مشاركت مردم پاشنه آشيل سياست خارجي كشورمان است.

۳- مساله‌ي ديگر انتخاب بين يكي از دو كانديداي نهايي است؛ يكي مسن اما با كوله‌باري از تجربه و ديگري تهي از تجربه اما جوان. تجربه‌ي شوروي سابق قبل از روي كار آمدن گورباچف شباهت زيادي به شرايط فعلي ايران دارد. در 30 سال گذشته مديريت حاكم بر شوروي سابق بر دوش افرادي مسن بود كه با مرگ آنها به يكباره شوروي از حضور مديراني با تجربه و كارآمد محروم شد و گورباچف 52 ساله و جوان به لحاظ اجرايي روي كار آمد و عدم حمايت سيستمي و نبود حمايت مديران باتجربه و روزگارديده از او موجب فراهم شدن زمينه‌هاي فروپاشي شوروي شد. در عين حال روي كار آمدن افرادي بي‌تجربه و جوان ت رسي از جنس استمرار حضور مديراني مسن را ايجاد مي‌كند. بنابراين براي جلوگيري از تكرار آن‌چه در شوروي سابق اتفاق افتاد، امروز هر دو كانديداي نهايي نهمين انتخابات رياست جمهوري بايد بدانند كه نام هريك از آنها از صندوق آرا بيرون آمد، ديگري بايد براي حفظ مصالح و منافع ملي كشور فرد انتخاب شده را ياري كند، بالا بردن ظرفيت تحمل رقيب خود بخشي مهم از دموكراسي است.

اگر در انتخابات دوم خرداد 76 كمي نگاه سيستمي در سياست‌گزاران و تصميم‌گيرندگان كشور و دو جريان سياسي ـ اجتماعي راست و چپ حاكم بود امروز ايران به دنبال قدرت اول منطقه‌يي شدن در 20 سال آينده نبود و ايران امروز آزاد، پيروز و مترقي بود.

ضروري است اين نكته را يادآوري كنيم كه نبايد به خاطر غيرمنتظره بودن نتيجه‌ي انتخابات دور اول 84، از آن‌چه 3 تيرماه از صندوق‌هاي راي بيرون مي‌آيد، ترسيد بلكه بايد آگاهانه و بدون هرگونه پيش‌داوري درباره‌ي اين دو كانديدا، هركس به سهم خود مردم را به سمت رايي نسبي سوق دهد تا حمايت حداكثري خوبي از رييس‌جمهور آينده‌مان صورت گيرد**

این مطلب نوشته شده توسط زهرا اصغری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1384ساعت 12:43  توسط زهرا اصغری  |