تبليغاتX
دولتمند

دولتمند

به آمدنت چشم به راه است
بايد قبل از آفتاب برسي
به آفتاب مي‌گويي كه در نياد
ميخك‌هاي سفيد در گرگ‌و‌ميشي بنفش، در شمعدان دست‌هايت در رقصند
چكمه‌هايت گل آلودند، اي كاش كه آفتاب بميرد و نرسد 
 
نشسته آنجا و آرام به افق مي‌نگرد تا به يك نگاه تو را در آغوش بگيرد اما تو نمي‌رسي
در نزديكي آرامش دست‌هايش او را مي‌بيني كه آغوش پر از خنكايش را گرم از آن خود كرده،
و تو تمام جاده را از دست داده‌اي

نا‌آرامي

بايد باز‌گردي و دلت مِي‌سوزد كه ميخك‌هاي سفيد پس از آفتاب و خاك از تو به او نزديكترند.
 
 

 

 

 


 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 18:4  توسط زهرا اصغری  | 

عكسش جلو چشمهايم است. خيلي وقته كه انگار از پنجره‌اي داخل بهشت در حالي كه دوربين عكاسي‌اش رو دوشش داره بهم نگاه مي‌كنه، روزهاي اول وقتي عكسش رو نگاه مي‌كردم اين حس رو نداشتم. مهم نيست دولت يا هر كس ديگه‌اي اونها رو شهيد بدونه يا نه! وقتي يه انسان براي هجرت ترس، فرياد، سكوت، شكستن، كوفتن و سوختن و پر پر شدن را يك جا به جان نه به دل مي‌خرد، قطعا هجرتي سرخ در انتظارش است وگرنه چرا اين‌گونه شتابان!
لبخندش هر روز و هر لحظه تسلي‌خاطرم است.

گاهي از گوشه در بي‌آنكه پا به داخل گذارد مي‌آيي، مراقبم كه هميشه چشم به راه باشم.

 

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 17:31  توسط زهرا اصغری  | 

نمي‌دونم شايد تجربه نباشه، بيشتر يه شناخت كه اولش با احساس همراه هست، اما وقتي بيرون مي آي كاملا واقعي و بزرگ. اگر سي ثانيه بموني يا هرچه قدر ديگه فرقي نمي كنه تمام لحظه هاشو بياد مي آري. تاريك اما آروم. تنگ اما عظيم. خيس بود ولي هيچ جونوري رو نديدم، آنقدر دلهره‌اش وحشتناك كه قابل بيان نيست، نمي‌دونم چه جوري، اما دلهره‌اش تو رو جلو مي‌بره، كجا فقط خودت مي‌دوني‌ و خودت.
۲۳ دي ماه، هم بدترين و هم بهترين روز سال ۱۳۸۴ بود.  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 17:14  توسط زهرا اصغری  | 

 

در دوران ایران باستان برای شب چله ایرانی ها اون رو تزیین می کردند. دیدید تو عکس ها درخت کریسمس از بالا خم شده. این حالت همون بته جغه یی است که می شناسیم اما یا یه کمی تغییر. آنقدر هدایا بهش آویزان می کردند که درخت خم می شد. اما ظاهرا آرام آرام از شرق باستان به غرب رفنه و هیچ کس هم صدش درنیامده است.    

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 17:14  توسط زهرا اصغری  |