قدم نهادن به سرزمین وحی و اسرار خود سر است و وحی که دریافتن اين اسرار براي تو خود سری است نهان که تنها تو میدانی و ميبيني .
مطلب زیر از سایت ایسنا انتخاب شده است.
سرازيريهاي مكه را يكي پس از ديگري از سر ميگذراني ، كعبه نزديك ميشود، نزديكتر، هيجان پريشان ميشود، پريشانتر، صداي قلبت را به درستي نميشنوي، انگار جانوري مجروح و وحشي است كه از درون سرش را بر ديوار وجودت ميزند و ميخواهد تو را بكشد و بگريزد!
احساس ميكني از خودت بزرگتر شدهاي، لبريز ميشوي، ديگر در خودت نميگنجي، كفش تنگي به پاي بودنت، اشك امانت نميدهد، حضور او را بر روي پوستت، قلبت، عقلت و در عمق فطرتت حس ميكني، ميبيني ، ميبيني، فقط او را ميبيني، فقط او را درمييابي ، فقط او «هست» جز او همه موجاند ، همه كفاند و دروغ اند!
سر بزير مياندازي و صد قدم مانده را چون گدايان جلو ميروي، ميشماري، قطره، قطره، قدم به قدم، خالي ميشوي و نگاه ميكني و مات ميماني و سكوت ....
