<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دولتمند</title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 21 Oct 2006 13:45:47 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>هيچ خبري از پرنده‌ي دلتنگي من نيست</title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;پانزده روز است كه از خانه و كاشانه‌مان دوريم يكي از هم اتاقي‌ها بدجوري دلتنگ مادرش است و ديگري دلتنگ همسر، اماهيچ خبري از پرنده‌ي دلتنگي من نيست؛وطن، مادر، پدر، دانشگاه و كار.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;فردا آخرين روز از سفرمان به سرزمين وحي و اسرار (مكه) است. آري اسرار كه اگر در بزرگي و قدرتش خوب بنگري آب مي‌شوي. باورم نمي‌شد كه روزي بليط سفر به مكه و مدينه را به دستم دهند. برخلاف خيلي‌ها هيچ دلهره‌اي از اين كه آيا پايم به اين سرزمين و چشمم به آن گنبد خضراء اهورايي و ايزدي باز خواهد شد نداشتم و امروز اينجا در پانزدهمين و آخرين روز از اين سفر رويايي هستم. 160 دختر دانشجوي ايراني پس ازطي طريقي آسماني همچون فرشتگاني كه براي بازگشت به ميان مردم، لباس مبدل به تن كرده‌اند براي بازگشت آماده مي‌شوند. دل كندن از اين خاك برايم سخت است، نمي‌توانم براي ترك اينجا با خودم (خود دروني‌ام) كه مثل كودكي كه مي‌خواهند از مادر جدايش كنند و خود را به در و ديوار مي‌زند، ارتباط برقرار كنم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;بايد براي وداع و آخرين طواف آماده شويم. چمدان‌ها را بسته‌ و باركد زده در راهروهاي هتل قرطبه كه بيش از ده هزار دانشجوي زاير ايراني را در خود جاي داده است قرار داده‌ايم. ديدن اين صحنه دلتنگيم را بيشتر مي‌كند، بچه‌ها&amp;nbsp;در لابلاي ساك‌ها با خود خلوت كرده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما امشب، اول ماه رجب (ليله‌الرغائب) شب آرزوها است. اگر در تهران بودم مي‌توانستم هزاران هزار ستاره را در آسمانش بشمارم و آرزوهايم را يك به يك با خدا در ميان بگذارم، اما اينجا در اين شب جز اين كه از آغوشش جدا نشوم، آروزي ديگري ندارم، البته جالب آنجاست كه آسمان مكه و مدينه بي‌ستاره است به جز يكي كه شمال است. راستي راز بي‌ستارگي اين سرزمين چيست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;خسته از به جا آوردن نماز&amp;nbsp;آرزوها، از كاروان دانشجويان كه براي برگزاري دعاي ندبه و طواف وداع قبل از اذان صبح در&amp;nbsp;مسجد‌الحرام جمع شده‌اند، جا ‌مانده‌ام. نماز صبح را در هتل مي‌خوانم&amp;nbsp;و در حالي كه گرگ و ميش آسمان مكه با نسيم صبحگاهي آرامش و سبكي خاصي به آدم مي‌دهد، راهي حرم مي‌شوم. با تعدادي از بچه‌هاي كاروان و همراهي روحاني و مدير كاروان زير چراغ سبز قرار گذاشته‌ايم. درست يك هفته‌ي پيش بود كه در سايه‌ روشن آبي و كبود اين آسمان براي نخستين بار پا به اين مكان گذاشتم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;برعكس روزهاي گذشته كه بسيار سر حال بودم ع&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;رق سردي بر تنم نشسته بود&amp;nbsp;و ضعف سر تا پايم را گرفته بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;طواف دسته جمعي آن هم براي وداع با آن شور و حالي كه دانشجويان در هر دور طواف دارند ذكر پنج تن و دعاي فرج و نجواهاي زير لب يا ابوالفضل (ع) حال ديگري دار، طواف‌هاي دسته‌جمعي و زيارت هاي دوره سوالات زيادي را براي دانشجويان ايجاد مي‌كرد كه به بحث‌هاي داغ شب هنگام در اتاق‌ها مي‌انجاميد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما آخر ناتواني و ضعف بر تمام اين اشتياق غلبه كرد و ... به اتفاق يكي از دوستانم به هتل&amp;nbsp;برمي‌گردم، سر ميزصبحانه به اين كه چرا يكدفعه حالم اين طور دگرگون&amp;nbsp;شد فكر مي‌كردم و در پاسخ به آن به خودم مي‌گفتم كه آيا&amp;nbsp;باز ماندنم از طواف وداع يا به قول خودمان &quot;خداحافظي&quot; وسيله‌اي براي دل كندنم از سرزمين‌اش بود!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;براي نماز ظهر و طواف وداعي كه حال بايد انفرادي انجامش دهم راهي بيت‌الحرام مي‌شوم، امروز در مكه جمعه است و براي برگزاري نماز روز جمعه از چند كيلومتري محدوده حرم غوغا و ازدحامي بر پاست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نيم ساعت مانده به اذان ديگر جاي سوزان انداختن نيست، جمعيت تا در‌هاي ورودي و حتي بيرون از حرم صف كشيده‌اند، از لابلاي جمعيت به سختي به حيات حرم مي‌رويم به اين اميد كه در لابلاي جمعيت جاي خالي پيدا كنيم. انعكاس نور خورشيد در تماس با سنگ‌هاي مرمر سفيد نزديك است كه كورمان كند.۹/99 درصد جمعيت حاضر در صحن اصلي حرم مرد هستند. در پشت مقام ابراهيم جايگاهي براي نمازگذاردن زنان است كه دور تا دور آن محدوده با چادر از قسمت مردها جدا شده است و از آنجا كه طاقت زنان در گرما كمتر است،&amp;nbsp; چند نفري از زنان در زير سايباني در صحن&amp;nbsp;جاي گرفته‌اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;هيچ جاي خالي در شبستان مسجد وجود ندارد، بنابراين به همراه دوستم تصميم مي‌گيرم كه در زير تيغ آفتاب جايي كه براي زنان در نظر گرفته شده است اما حالا خالي است، بنشينيم. با وجود اين كه عينك دودي داشتيم اما تنها با نگاه كردن به پرده سياه كعبه چشمانمان آرامش مي‌گرفت و آب نمي‌ريخت. سايباني در روبروي در كعبه قرار دارد كه امام جماعت در آن خطبه مي‌خواند، اطرافمان از نماز گزار خالي است و از شدت نور شديد آفتاب چادرهايمان را بر سرمان انداختيم و به سخنان امام جماعت كه&amp;nbsp;عربي را با غلظت صحبت مي‌كند، گوش مي‌دهيم. اما از ميان تمام حرف‌هايي كه متوجه نشديم با يك جمله خيلي سريع ارتباط برقرار مي‌كنيم ومثل برقي كه از سرمان عبور كند به يكديگر خيره مي‌شويم. امام جمعه&amp;nbsp;پس از سلام بر پيامبر (ص) نام ابوبكر، عمر و عثمان نام علي (ع) را مي‌برد. بارها در كتابهاي دانشگاهي و از زبان ديگران اين مطلب را شنيده بوديم اما شنيدن آن در اينجا و باگوش خود آسان نبود. با وجود آن كه بسياري از نمازگزاران شيعه بودند، اما دريغ از تحركي و يا&amp;nbsp;زمزمه‌ي زير لبي،&amp;nbsp;تنها سكوت است و سكوت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;انگار كه غربت علي هيچوقت تمامي ندارد، حتي اينجا. به ياد مظلوميت شيعه در نخلستان‌هاي نزديك منزل&quot; ام ابراهيم&quot; از همسران پيامبر (ص) مي‌افتم و حسينه‌ي شيعيان كه وصف غربت و مظلوميت شيعيان در آنجا را نه اينجا كه از تمام كساني كه قبلا به اين سرزمين مشرف شده بودند، شنيده بودم. به ياد دختر عرب جواني كه براي زيارت قبر پيامبر (ص) از يكي از شهرهاي عربستان آمده بود و در تنگنايي عجيب طوري كه نمازش و قنوتش از جشمان شرطه‌ها پنهان بماند نماز مي‌خواند و از ما پنهاني تقاضاي دعا (مفاتيح) داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;...واي خدايا كجاي اين عالم خاكي مي‌توان بالاخره عدالت و آزادي را كه خود به انسان نويد داده‌اي را ديد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;كي مي‌توان از اين نعمت ذاتي بهره برد؟ اينجا هم هيچ كس نيست كه علي رااين بنده‌ي آزاد انديش و راست كردار را ياري كند و&amp;nbsp;وكالتش را برعهده بگيرد. سرزمين و موطن پيامبر اسلام جايي كه از تمام اقوام و مذاهب مي‌تواني در آن ببيني&amp;nbsp;هيچ خبري از آزادي فكر وعقيده در آن نيست!؟ چگونه مي‌توان به كوفيان خرده گرفت وقتي علي اينجا هم تنها و غريب است و شيعياني كه نمي‌دانم بگوييم سكوت‌شان از غصه‌ي تنهايي و غربت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;علي است و&amp;nbsp;از ترس بي‌حرمت كردن خانه‌ي خدا، ترس از جان&amp;nbsp;يا فراموشي آزادي و عدالت خواهي...&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Oct 2006 13:45:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جايي كه فكر مي‌كني ديگر شيطان نيست!</title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید فکر کنید كه ديگه تو خونه‌ي خدا شيطون گولتون نمي‌زنه، اما نه، اين فكر كاملا اشتباه است.&lt;BR&gt;باور كردني نيست كه پاي كعبه تو همون لحظات اوليه ديدار كه شوق سر تا پايت را گرفته، شيطون ولت نكنه، البته اون نيست كه به سراغ شما مياد ما هستيم كه اون رو به طرف خودمون مي‌كشونيم، بعضي وقت‌ها آگاهانه و بعضي وقت‌ها هم ناآگاهانه. براي من تجربه‌ي بزرگ و ترسناكي بود وقتي احساس قوي بهت مي‌گه كه داري تو چشم شيطان نگاه مي‌كني. نمي‌دونم شايد اگر هرجايي جز خونه‌ي خدا بودم راحت از راه به در شده‌ بودم. &lt;BR&gt;من فكر مي‌كنم تو سرزمين خدا بيشتر از هر جايي شيطان حضور داره، به همون اندازه كه آدم به خدا مي‌تونه نزديك بشه، به همون اندازه هم به شيطان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 Sep 2006 14:14:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لحظه‌ي ملاقات با دوست  </title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;قدم نهادن به سرزمین وحی و اسرار خود سر است و وحی که دریافتن اين اسرار براي تو خود&amp;nbsp; سری است نهان&amp;nbsp;که تنها تو&amp;nbsp;می‌دانی و مي‌بيني .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مطلب زیر از سایت ایسنا انتخاب شده است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سرازيري‌هاي مكه را يكي پس از ديگري از سر مي‌گذراني ، كعبه نزديك مي‌شود، نزديكتر، هيجان پريشان مي‌شود، پريشانتر، صداي قلبت را به درستي نمي‌شنوي، انگار جانوري مجروح و وحشي است كه از درون سرش را بر ديوار وجودت مي‌زند و مي‌خواهد تو را بكشد و بگريزد! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;احساس مي‌كني از خودت بزرگتر شده‌اي، لبريز مي‌شوي، ديگر در خودت نمي‌گنجي، كفش تنگي به پاي بودنت، اشك امانت نمي‌دهد، حضور او را بر روي پوستت، قلبت،‌ عقلت و در عمق فطرتت حس مي‌كني، مي‌بيني ، مي‌بيني، فقط او را مي‌بيني، فقط او را درمي‌يابي ، فقط او «هست» جز او همه موج‌اند ، همه كف‌اند و دروغ اند! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textView align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سر بزير مي‌اندازي و صد قدم مانده را چون گدايان جلو مي‌روي، مي‌شماري، قطره، قطره، قدم به قدم، خالي مي‌شوي و نگاه مي‌كني و مات‌ مي‌ماني و سكوت .... &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Aug 2006 13:46:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چشم‌ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد</title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;ديدار مقام رهبري با گارگردانان كشور از‌ آن اتفاقات جالبي بود كه در سال گذشته شايد روي نداده بود.&lt;BR&gt;حضور اكثر گارگردانان كشور از همه نوع سليقه‌هاي فكري بيش از هر چيز جالب توجه بود و از آن بيشتر&lt;BR&gt;صحبت‌هاي گارگردانان كه كاملا آزادانه نظراتشان را بيان كردند. آنها از فيلم‌هايي كه اجازه اكران ندارند و يا&lt;BR&gt;اجازه ساخت گفتند تا مسعود كيميايي غايب.&lt;BR&gt;نكته مهم اين بود كه شايد خيلي‌ها فكر مي‌كردند مقام رهبري نبايد با برخي از اين فيلم‌سازان صحبت مي‌كردند لذا، (۱)&quot;به نظر مي‌رسد كه برخي از مديران رسانه‌هاي مدافع يا حتي منسوب به رهبري، از اين پس، از برخوردهاي تند و قهرآميز با اين قبيل هنرمندان بپرهيزند، حتي اگر آن شخص، سابقه عضويت در برخي سازمان‌هاي بدسابقه را داشته باشد. &lt;BR&gt;گويا به زور هم كه شده، چشم‌ها را بايد شست و جور ديگر بايد ديد. ايران، خانه همه هنرمندان ايراني است و آنان انسان‌هايي محترم و مهم هستند؛ رفتار رهبري چيزي جز اين را&amp;nbsp;نشان داد.&quot;&lt;BR&gt;---------------------&lt;BR&gt;(۱)- سايت بازتاب&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Jun 2006 10:53:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و سلامي دوباره ...</title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>امروز را از اين بابت كه توانستم بعد از مدتها به وبلاگم سربزنم را به فال نيك بگيرم. كم كم داشت يادم مي‌رفت. تصميم دارم بيش از گذشته و عميق‌تر به آنچه كه در اطرافمان مي‌گذرد بپردازم.&lt;BR&gt;از وقتي كه به دولتمند سر نزدم اتفاقات مهم و بسياري افتاده است. شايد به آنها هم بپردازم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Jun 2006 16:08:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> هميشه براي رسيدن به منافع ملي، مي‌توان‌مذاكره كرد حتي با آمريكا</title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>يه آشنايي مي‌گفت كه در جريان مذاكرات هسته‌يي ايران و اروپا در دو سال پيش عاليرتبه‌ترين مقام كشور پيشنهاد مذاكره و تعليق فعاليت‌هاي هسته‌يي را از سوي اكثريت پذيرفته&amp;nbsp;است&amp;nbsp;بنابراين امروز هم شايد بايد اينگونه گفت كه پذيرش مذاكره با ‌آمريكا پس از ۲۷ سال هرچند درباره عراق از سوي بالاترين مقام كشور در مقابل نظر اكثريت بوده است. و اينجاست كه نظام مشورتي خود را نشان مي‌دهد.&lt;BR&gt;واقعا چه چيز در مواجه ما با آمريكا به نفع‌مان است؟.&amp;nbsp;&lt;BR&gt; هميشه اين ديدگاه كه&amp;nbsp;براي رسيدن به منافع ملي مذاكره حتي با آمريكا امكان پذير است در كشور پذيرفته شده بوده است و عقلا كه تعدادشون كم هم نيست به آن اذعان داشتند.&amp;nbsp;اما چرا حالا؟ چرا راست مي‌تواند، چپ نه؟ چرا دو سال پيش نه، حالا؟ چرا جنگ افغانستان نه، عراق؟ و هزار چراي ديگر كه ...بماند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 08 Apr 2006 13:15:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا فاطي؟...</title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>چند روز پيش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) مصاحبه‌اي را با فاطمه طباطبايي همسر سيد احمد خميني داشت، يكي از دوستان كه داشت مصاحبه را مي‌خواند، رسيد به اينجا كه &quot;&lt;FONT color=#004080&gt;&lt;STRONG&gt;فاطمه طباطبايي، همان &quot;فاطي&quot; امام است كه در ديوان شعر خود نيز به او اشاره كرده&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;است.&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;&lt;BR&gt;با تعجب&amp;nbsp;گفت&amp;nbsp;كه از امام بعيد كه اسم فاطمه را اينجوري (فاطي) خطاب كنه. تنها جوابي كه به ذهنم رسيد، اينكه خب اين رفتار امام&amp;nbsp;مصداق &quot;اسلام ايراني&quot; است، البته نمي‌شه گزينه عادت را كنار گذاشت، اما به هر حال اين مساله جاي سوال دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Mar 2006 14:07:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>التماس دعا </title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;TABLE dir=ltr width=450 align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=bottom align=middle width=150&gt;&lt;A href=&quot;http://www.isna.ir/Main/PicView.aspx?Pic=Pic-686166-1&amp;amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG alt=&quot;سفره 7سين بياد دوستانمان شهيدمحمدحسن قريب وشهيداسماعيل عمراني درآبهاي خليج فارس&quot; hspace=10 src=&quot;http://213.176.25.48/Thumbnails/pics/1384/12/photo/w120-1876.jpg&quot; vspace=10 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=bottom align=middle width=150&gt;&lt;A href=&quot;http://www.isna.ir/Main/PicView.aspx?Pic=Pic-686166-2&amp;amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG alt=&quot;سفره 7سين بياد دوستانمان شهيدمحمدحسن قريب وشهيداسماعيل عمراني درآبهاي خليج فارس&quot; hspace=10 src=&quot;http://213.176.25.48/Thumbnails/pics/1384/12/photo/w120-1877.jpg&quot; vspace=10 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=bottom align=middle width=150&gt;&lt;A href=&quot;http://www.isna.ir/Main/PicView.aspx?Pic=Pic-686166-3&amp;amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG alt=&quot;سفره 7سين بياد دوستانمان شهيدمحمدحسن قريب وشهيداسماعيل عمراني درآبهاي خليج فارس&quot; hspace=10 src=&quot;http://213.176.25.48/Thumbnails/pics/1384/12/photo/wh120-1878.jpg&quot; vspace=10 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Mar 2006 11:28:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه‌ام کوتاه است   </title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;سلام!&lt;BR&gt;حال همه ما خوب است&lt;BR&gt;ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور &lt;BR&gt;که مردم به آن شادمانی بی‌سبب می‌گویند &lt;BR&gt;با این همه ... عمری اگر باقی بود &lt;BR&gt;طوری از کنار زندگی می گذریم&lt;BR&gt;که نه زانوی آهوی بی‌جفت بلرزد و &lt;BR&gt;نه این دل ناماندگار بی‌درمان!...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نه &lt;FONT color=#cc0033 size=4&gt;... قریب&lt;/FONT&gt; جان!&lt;BR&gt;نه &lt;FONT color=#cc0033 size=4&gt;... عمراني&lt;/FONT&gt; جان!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نامه‌ام باید کوتاه باشد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;ساده باشد&amp;nbsp;&lt;BR&gt; بی‌حرفی از ابهام و آینه.&amp;nbsp;&lt;BR&gt;از نو برایت می نویسم &lt;BR&gt;حال همه ما خوب است&lt;BR&gt;اما تو باور مکن!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;هميشه دلتنگتانم...&lt;BR&gt;بهار يك هزار و هشتاد و پنج مبارك باد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Mar 2006 11:24:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مثل امروز سه‌شنبه</title>
<link>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>بعضي از روزهاي خدا خيلي عجيب‌اند. مثل امروز.&lt;BR&gt;حالا كه فكرش مي‌كنم مي‌بينم از ديشب شروع شد، درست از جايي كه بي‌آنكه بفهمم خودم رو جلوي ضريح امام‌زاده صالح ديدم. از ديشب تا اين لحظه وقايعي بهم گذشته است كه اگه هر روز آدم اين‌جوري باشه، مي‌شه گفت يك راهي و يك فكري را انجامش دادي. از خدا مي‌خواهم همه آدمها روزاشون مثل امروز (سه‌شنبه) من باشه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Mar 2006 08:57:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dolatmandfarzane&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>dolatmandfarzane</dc:creator>
<guid>http://dolatmandfarzane.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
